واجد على خان
66
علم الأبدان ( فارسى )
و آفت باعضا تغذيه كند چهارم آنكه روان كند غذا را بمجارى ضيقه و معنى تبدرق همينست و بايد دانست كه آب چون باعضا نافذ شود همراه غذا و زائد باشد از تغذيه بعض از ان آب زائد تحليل مىشود به عرق و بخار و قدرى ديگر باز پس مىگردد بسوى جگر از جگر بگرده و مثانه و به بول مندفع مىشود پنجم آنكه يا فضول مختلط شود و ترقيق وى نمايد تا خروج فضول به بول و عرق و جز آن به سهولت باشد ششم آنكه ببرودت ذاتى مسكن احتدا و حرارت و يبوست شود هفتم آنكه اعضا را تر دارد و بهترين آبها آب چشمههاست اعنى آبى كه از زمين برآيد و روان شود ليكن استكمال فضيلت آب عين بر تقديرىست كه به چندين صفات موصوف بود يكى آنكه منبع آن خالص بود اعنى زمينى كه از انجا برآيد زمين نيك باشد و شوريت و كبريتيت نداشته باشد دوم آنكه مسيل آن خاك پاك بود يا سنگستان و آنچه سيلش سنگستان باشد بعيدتر از عفونتست و آب جارى بر زمين خالص بهترست از آنكه جارى بر سنگ بود زيرا كه طين خالص چون به آب جارى مىآميزد تهنشين مىگردد و آب را صاف مىنمايد از شوائب و با وصف آن قبول عفونت نمىكند سوم آنكه جارى بود از جنوب بشمال يا از مغرب بسوى مشرق فائده درين آنست كه باد شمال و باد مشرق افضلاند لهذا از هيوب آن جوهر آب صالح مىشود چهارم آنكه از بلندى باسفل مىافتاده باشد چه اين معنى باعث سرعت حركتست و آن باعث مزيد لطافت جوهر آب مىشود پنجم آنكه بعيد المنع بود يعنى آب از ان جايگاه بهترست كه دور تر از مخرج بود و اين در صورتىست كه عبور بر زمين ردى نكند و اگر نه آب منبع بهترست ششم آنكه خفيف الوزن بود چه خفت دليل قلت ارضيتست و آن باعث لطافتست و [ طريق وزن كردن آب ] طريق وزن آب آنست كه پيمانه از آب پر كنند و آن را وزن نمايند پس آب ديگر به همان پيمانه كرده وزن كنند هر آبى كه در وزن كمتر آيد سبك باشد طريق ديگر وزن آب اينست طريق امتحان آب لطيف كه دو قطعه پنبه مساوى الوزن را در دو آب تر كنند پس خشك سازند كه اصلا اثر ترى در ان باقى نماند پس وزن كنند هر كدام كه سبك آيد همان سبك باشد هفتم آنكه بذائقه شيرين باشد هشتم آنكه چون با خمر مخروج كنند آب قليل حرّافت خمر